دوره ساز
22 شهریور 1405 | 09:49
روش Spaced Repetition یا تکرار با فواصل زمانی چیست؟ + 3 تکنیک کاربردی

سلام مجدد به قسمت سوم از سلسه مقالات علم یادگیری خوش آمدید. بی مقدمه و اتلاف وقت کار را شروع میکنیم. تا به حال شده است کتابی را تا نیمه میخوانید یا مقالهای را مرور میکنید و همهچیز واضح به نظر می آید.ولی چند روز بعد به همان مطالب بر میگردید و با کمال تعجب و با ناباوری میبینید بخش بزرگی از مطالبی که قبلا خوانده بودید از خاطرتان رفته است. قطعا نمونه ای این تجربه ها برای بیشتر ما آشناست.
ساعتها وقت میگذاریم، جزوه مینویسیم، زیر مطالب مهم خط میکشیم و هایلایت میکینم اما در نهایت امر مغزمان مثل آبکش عمل میکند. مشکل از کجاست؟ قطع به یقین مشکل هوش شما نیست؛ مشکل از شیوهای است که برای به خاطر سپردن انتخاب کردهاید. مغز انسان در طول میلیون ها سال تکامل طبیعی برای فراموش کردن طراحی شده است و از قضا این ویزگی جز یکی از مهمترین ویژگی های بقاست و اگر قرار بود تمام جزئیات روزمره در حافظه بماند سیستم عصبی زیر بار حجم اطلاعات فرسوده میشد و در نهایت از کار می افتاد.
حالا سوال مهم این است برای غلبه بر این چالش ایا روشی علمی وجود دارد؟ خبر خوب ایسن است که بله! و سالهاست پژوهشگران حوزه شناخت آن را تأیید کردهاند: تکرار با فواصل زمانی (Spaced Repetition). این روش نشان میدهد چطور بدون ساعتها نشستن پشت میز و فرسودگی ذهنی، اطلاعات را برای همیشه در حافظه بلندمدت ثبت کنید. در مطالب قبل از سلسه مقالات علم یادگیری ابتدا به اثر زیگارنیک و سپس به بررسی تکنیک بازیابی فعال (Active Recall) پرداختیم با ما در دوره ساز تنها سایت ساز تخصصی برای مدرسین همراه شوید تا قسمت سوم این مجموعه را یاد بگیریم.
برای درک و پاسخ بهتر به سوال بالا باید به سال ۱۸۸۵ برگردیم. زمانی که هرمان ایبینگهاوس روانشناس آلمانی برای نخستین بار به شکل علمی بررسی کرد و متوجه شد که انسانها چطور فراموش میکنند. برای این مهم ایبینگهاوس مجموعهای از هجاهای بیمعنی را حفظ کرد و میزان فراموشی خود را در بازههای زمانی مختلف سنجید. نتیجهی این آزمایشها مفهومی به نام منحنی فراموشی ایبینگهاوس (Ebbinghaus Forgetting Curve) را خلق کرد (Ebbinghaus, 1885) که امروزه اساس ساخت خیلی از نرم افزارهای یادگیری است.
در حقیقت منحنی فراموشی ایبینگهاوس نشان میدهد انسان بخش عمدهای از اطلاعات تازه آموختهشده را در همان ساعات و روزهای نخست به دست فراموشی میسپارد به بیان دیگر اگر شما مطلبی را امروز یاد بگیرید و هیچوقت مرور نکنید نزدیک به نیمی از آن ظرف بیستوچهار ساعت ناپدید میشود. و خیلی طول نمیکشد نهایتا یک هفته این مقدار به بیش از هفتاد الی هشتاد درصد میرسد. اطلاعات در مغز محو نمیشوند بلکه مسیرهای عصبی دسترسی به آنها ضعیف و کمفروغ میگردند و دسترسی به آنها به طبع سخت و سخت تر خواهد شد.

حالا شاید سوال مهم این باشد که چکار کنیم تا بیشتر در خاطرمان باقی بماند؟ اگر بلافاصله قبل از شروع فراموشی، یعنی دقیقا زمانی که مغز در آستانه پاک کردن اطلاعات است، دوباره سراغ مطلب بروید، شیب منحنی تغییر میکند. در واقع مرور بهموقع به مغز این سیگنال را میدهد که این مطالبی من خواندم اهمیت دارد و باید آن را از حافظه موقت به حافظه پایدار منتقل کنی. هر بار که این چرخه تکرار میشود سرعت فراموش کردن کاهش مییابد و فاصله زمانی بین مرورها طولانیتر میشود. پس راز در انتقال مطالب از حافظه موقت به حافظه بلند مدت یا پایدار است.
متاسفانه بیشتر دانشجویان و دانش آموزان (مثل خود من) عادت دارند تا شب امتحان مطالعه به تعویق بی اندازند. به این کار یادگیری فشرده یا متراکم میگویند. این روش شاید برای گذراندن یک آزمون کارساز باشد اما اطلاعات بهدستآمده بلافاصله پس از اتمام آزمون از بین میرود گویی که اصلا تبخیر میشوند.
پژوهشهای زیادی نشان دادهاند یادگیری توزیعشده یا همان تکرار با فواصل زمانی منظم به مراتب کارایی بسیار بیشتری نسبت به یادگیری فشرده دارند (Cepeda et al., 2006). وقتی مطالب را در بازههای زمانی پخش میکنید مغز برای بازیابی اطلاعات تلاش میکند و همین تلاش برای به یاد آوردن مطالب و اطلاعاتی که قبلا مطالعه کرده اید ریشههای عصبی را عمیقتر میکند و باعث تحکیم اطلاعات می شوند.
همچنین بررسیهای انجامشده در حوزه روانشناسی یادگیری نشان میدهند افرادی که زمان مطالعه خود را بین چند روز یا چند هفته تقسیم میکنند در مقایسه با کسانی که همان مقدار ساعت را در یک روز فشرده میکنند، ماندگاری بسیار بیشتری در یادگیری تجربه میکنند (Dunlosky et al., 2013). یادتان بشاد شاید یادگیری فشرده احساس تسلط به شما بدهد ولی این تسلط یک حالت کاذب است پس تا جای ممکن سعی کنید در بازه های زمانی مختلف به مطالعه و مرور مطالب بپردازید تا ماندگاری آنها در حافظه شما به مراتب بیشتر باشد.
در واقع مرور بهموقع به مغز سیگنال میدهد که این داده اهمیت دارد و باید آن را از حافظه موقت به حافظه پایدار منتقل کند. هر بار که این چرخه تکرار میشود سرعت فراموش کردن کاهش مییابد و فاصله زمانی بین مرورها طولانیتر میشود.
تا اسم مطالعه میآید همه به یاد مدرسه و دانشگاه می افتند اما این روش یادگیری مختص به دانشگاه نیست. شما میتوانید اصول آن را در ابعاد مختلف زندگی جاری و ساری کنید و بازدهی روزانهتان به معنای واقعی دگرگون کنید. برای مثال میتوانید در فیلدهای زیر این تکنیک را امتحان کنید.
بر کسی پوشیده نیست که واژگان جدید زبان انگلیسی یا هر زبان دیگری واقعا سخت در خاطره میمانند. روش سنتی این است که یک روز صد لغت را بنویسید و فردا نصف آنها را فراموش کنید. با روش یادگیری فاصله زمانی کافی است روز اول ده لغت تازه یاد بگیرید. روز دوم آنها را مرور کنید. اگر بلد بودید مرور بعدی را بگذارید برای چهار روز دیگر، سپس ده روز دیگر و بعد یک ماه بعد. واژگان به جای ماندن در حافظه کوتاهمدت وارد دایره واژگان فعالتان میشوند و به مراتب یادگیری زبان را برایتان راحت تر خواهد شد.
کتابها و مقالات تخصصی پر از مفاهیم پیچیدهاند. وقت مطالعه فصلهای یک کتاب به جای خواندن مداوم، پس از پایان هر بخش نکات کلیدی را یاد داشت کنید. روز بعد نگاهی به آن یادداشتها بیندازید. سه روز بعد دوباره مرورشان کنید. این فاصله زمانی باعث میشود مفاهیم انتزاعی در ذهنتان تهنشین شوند و با اطلاعات قبلی پیوند بخورند و جریان اطلاعاتی قوی تری برای شما بسازد.
طبق تجربه هروقت مهارت تازهای مثل برنامهنویسی، نوازندگی یا بازاریابی یاد میگیرید، تمرین مداوم با فواصل افزایشی معجزه میکند من خودم به شخصه این معجزه را در دانشجویان خودم مشاهده کرده ام .در واقع اجرای مداوم یک تمرین در ده روز متوالی به اندازه اجرای آن در پنج نوبت با فواصل دو یا سه روزه اثربخش نیست؛ چون فاصله به مغز فرصت بازسازی و تثبیت میدهد.(اگر به مطالعه این مقاله علاقه داشتید حتما از مقاله همه چیز درباره گیمیفیکیشن در آموزش و یادگیری لذت خواهید برد.)

ساختار بیولوژیکی مغز انسانها اصول مشابهی دارد. هر کسی با هر سن و سالی میتواند از این روش بهره ببرد. تفاوت اصلی در سرعت یادگیری افراد است؛ برخی نیاز به بازههای کوتاهتر دارند و برخی دیگر میتوانند فاصلهها را سریعتر طولانی کنند پس خواهشا بهانه تراشی نکنید!
خوبی این روش در کمهزینه بودن آن از نظر زمانی است. شما به ساعتها وقت نیاز ندارید. اختصاص دادن ده الی پانزده دقیقه در روز برای مرور مطالبی که از قبل یادداشت کردهاید کافی است. این استمرار کوچک در بلندمدت نتایج بزرگی رقم میزند.
این سیستم یک چارچوب است و با تکنیکهای دیگر تضادی ندارد. میتوانید آن را با روش فاینمن (توضیح مطالب به زبان ساده) یا نقشهبرداری ذهنی ترکیب کنید. ابتدا مطلب را بفهمید، آن را خلاصه کنید و سپس فواصل مرور را روی همان خلاصه اعمال کنید.
چالش اصلی در این روش تداوم است تداو تداوم و باز هم تداوم دوستان. برای حفظ انگیزه، حجم کار را کوچک نگه دارید. سنگ بزرگ علامت نزدن است. اگر روزی فقط پنج دقیقه مرور کنید خیلی بهتر از این است که به خاطر حجم زیاد کار، کل برنامه را رها کنید. رصد کردن روند پیشرفت هم سوخت کافی برای ادامه مسیر فراهم میکند.
این روش برای اطلاعاتی که نیاز به حفظ کردن، فرمولبندی، واژهشناسی، قوانین حقوقی یا مفاهیم پایه دارند فوقالعاده است. با این حال برای مهارتهای عملی مانند شنا یا دوچرخهسواری که بیشتر وابسته به حافظه رویشی هستند کاربرد متفاوتی دارد و بیشتر به تکرار فیزیکی وابسته است.
برای اینکه بیشترین بهره را از این تکنیک ببرید مراقب چند تله رایج باشید:
رها کردن برنامه به محض احساس تسلط: وقتی مطلبی آسان به نظر میرسد یعنی زمان مرور بعدی رسیده است، نه اینکه آن را برای همیشه کنار بگذارید.
فراموشی تقدیر حتمی مغز نیست بلکه واکنشی طبیعی به کمبود نشانههای یادآوری است. با به دست گرفتن کنترل فواصل مرور، قوانین بازی را به نفع خود تغییر میدهید. نیازی نیست زندگیتان را وقف مطالعه کنید؛ فقط کافی است هوشمندانهتر قدم بردارید.
امروز وقتی مطلبی یاد میگیرید فردا بازگردید و نگاهی به آن بیندازید. همین گام کوچک سنگ بنای یادگیری مادامالعمر شماست. همین حالا دفترچهتان را باز کنید، نکات مهم آخرین مطالعهتان را بنویسید و تقویم مرورهای آینده را برای خودتان مشخص کنید.