روش های حرفه ای فرار از مسئولیت
اغلب افراد با این روش ها از مسئولیت مالی فرار می کنند
مسئولیتگریزی همیشه یک رفتار مستقیم و واضح نیست؛ اغلب لباس منطقی میپوشه تا شخص حس نکنه داره از زندگی خودش فرار میکنه
در مشاوره ها، بارها دیدهام که آدمها چطور در ظاهر منطقی حرف میزنند، اما در حقیقت فقط مسئولیت را دور میاندازند ،در ادامه چند روش
زیرکانه ای که اغلب افراد برای فرار از مسئولیت های خود از آنها استفاده می کنند را برایت پرده برداری می کنم
1.مقصرسازی بیرونی
انگشت را به سمت هر چیزی غیر از خودمان گرفتن: دولت، اقتصاد، خانواده، همسر، مدیر، شریک، تورم، تحریم، جهان، شانس، زمانه.
اگر اقتصاد درست بود من الان میلیونر بودم ، اگر خانوادهام پولدار بودند، من هم موفق بودم ،اگر همسرم همراهی میکرد وضعم این نبود این افراد حتی اگر ۵۰ میلیون درآمد روزانه هم داشته باشند،
باز مقصر بیرونی پیدا میکنند و توان رشد کردن را از خودشان میگیرند
تا زمانی که مقصر بیرونی هست، کنترل بیرونی است؛و تا زمانی که کنترل بیرونی است، رشد صفر است.
2.کوچکنمایی یا انکار مشکل
مشکل را کوچک جلوه میدهد تا مجبور نشود کاری بکند
بدهی زیاد نیست، دو سه ماهه جمعش میکنم ، خرجهام زیاد نیست، فقط این یکی دو قلم بوده…
نه، وضعیت مالیام بد نیست؛ فقط یکم بینظمی دارم
اما حساب واقعیشان نشان میدهد ۱۵ بدهی ریز و درشت دارند، سه ماه هم نیست، بلکه سه سال است عقب افتاده
و در نتیجه: تا وقتی بیماری را انکار کنی، درمان شروع نمیشود
3. فرافکنی
نقصها، ترسها و بینظمیهای خود را به گردن دیگران میندازه
من پول جمع نمیکنم چون همسرم ولخرجه ، من نمیتونم پیشرفت کنم چون اطرافیانم منفی هستن ، در حالی که خود فرد هیچ مدل مالی، بودجهبندی یا رفتار جدیدی امتحان نکرده
و باز هم در نتیجه:
هر چقدر مسئولیت را روی دیگران بیندازیم، خودمان کوچکتر میشویم
4.قربانیپنداری
باور به این دارد که سرنوشت من دست خودم نیست و دنیا علیه منه
من همیشه بدشانسم ، زندگی با من نساخته ،همیشه موقعیتهای خوب مال دیگرانه
در حالیکه هیچکدام از این افراد حتی یک برنامه ۹۰ روزه صحیح برای نظم مالیشان اجرا نکردند
واقعیت این است که :ذهن قربانی همیشه دنبال نجاتدهنده است ، نه راهحل
5.منطقینمایی تنبلی
برای تنبلی و عقبانداختن کارها دلیل منطقی می سازد
الان وقت خوبی نیست، بعداً پسانداز میکنم ، از اول ماه شروع میکنم ، وقتی درآمدم بیشتر شد روی ذهنیت کار میکنم
اما ماه بعد هم همین حرف را میزنه ، سال بعد هم، ده سال بعد هم و همیشه زمان از دست میرود، ولی مشکل سر جایش میماند
6. کاملگرایی فلجکننده
این روش افراد بسیار با هوش برای کنار گداشتن اقدام هست یعنی منتظر شرایط کامل ماندن تا عمل نکردن توجیه بشه
مثال:وقتی میخواهم شروع کنم باید همهچیز عالی باشه: درآمد ثابت، دفتر مرتب، زمان خالی…
فعلاً نمیشه چون شرایط ایدهآل نیست
اما واقعیت اینه:
هیچوقت شرایط کامل نمیشه ، کسانی پیش میروند که وسطِ شلوغی و سختی عمل میکنند
و نتیجه این عمل غلط:
فرصتها نابود میشوند چون فرد منتظر روز مناسب مونده
7. پنهانکاری مالی
پنهان کردن بدهیها، خرجها یا مشکلات از دیگران و حتی از خود
این یه وامه، اونم یه خریده، اونم یه قسطه… نمیخواد همه رو بنویسم
یا حتی از همسرش پنهان میکنه
این پنهانکاری فقط برای یک هدفه :
فرار از روبهرو شدن با حقیقت و در نتیجه:
مشکل پنهان همیشه ترسناک تر و درد ناک تر میشه
8. سرزنش گذشته
مسئولیت امروز را به گردن دیروز می اندازد
مثال:من چون بچگیهام سخت بود، اینطور شدم
چون خانوادهام پول نداشتند، پس من هم محکومم فقیر بمانم
اما در همین کشور هزاران نفر بودند و هستند که با گذشتههای سختتر، تونستند مسیر را عوض کنند
و نتیجه:گذشتهای که سرزنش شود، آینده را هم میسوزاند
9. خودتخریبی آگاهانه یا ناآگاهانه
انجام کارهایی که میدونیم به ضرر ماست و فقط برای اینکه بعداً بگیم :
دیدی؟ من همیشه شکست میخورم!
مثل خریدهای ناگهانی برای فرار از استرس،
قطع نکردن ولخرجی،نادیده گرفتن بودجه،قرض گرفتن بدون برنامه…
چون ذهن میخواد ثابت کنه «من نمیتونم» تا مسئولیت نگیرد
و هر بار که خودت را تخریب میکنی، مغزت باور «ناتوانی» را محکمتر میکند
10.توجیهسازی با نیت خوب
گفتن اینکه من نیت دارم، قصد دارم، میخوام شروع کنم…
تا احساس مسئولیت نکنه
مثلا میگه :میخوام یه روزی سرمایهگذاری کنم ، من همیشه تو ذهنم هست یک کسبوکار راه بندازم ، اما نیت خوب، هیچکس را ثروتمند نکرده
این عمل است که ثروت میسازد
نیت بدون اقدام، همان مسئولیتگریزی مودبانه است
مسعود ملایی
مرکز آموزش سواد مالی ایران